آدرس :

تهران ، ملاصدرا بین شیخ بهایی و چمران ، ساختمان ۲۰۸ طبقه اول واحد ۲

بیش فعالی

بیش فعالی در کودکان و راه های مقابله با آن

اصطلاح بیش فعالی یا ADHD نسبتا جدید است برای توصیف رفتارهای مهار نشده و تکانشی. بیش فعالی هیچ گونه علائم جسمانی مشخصی ندارد و صرفا بر اساس آن دسته از الگوهای رفتاری که از یک کودک تا کودکی دیگر اندکی با هم تفاوت دارند تشخیص داده می شوند. این اصطلاح برای توصیف الگوهای مختلف رفتاری که تفاوت اندکی با یکدیگر دارند استفاده می شود. هرکسی با مشاهده رفتارهای این کودکان آنها را شگفت انگیز و متفاوت خواهند یافت. (بیش فعالی در کودکان و راه های مقابله با آن)

موسسه پرستار اول با سابقه چندین ساله در زمینه پرستاری از کودک و پرستاری سالمند در این مقاله سعی داشته در مورد بیش فعالی و موارد لازمه نکاتی را برای شما عزیزان مطرح کند.

بیش فعالی در کودکان

بیش فعالی در کودکان و راه های مقابله با آن

رفتارهای عجولانه و آشفته کودک منبع اصلی فشار روانی و ناکامی برای خود، والدین، خواهران و برادران، معلمان و همکلاسی هایشان به حساب می آید. آنها سعی دارند کارها را به نحو احسن انجام دهند ولی ظرفیت محدودشان در خویشتن داری مانع از این کار می شود در نتیجه آنها اغلب دچار آزردگی و سردرگمی و اندوه می شوند و به آنها تهمت سربه هوایی زده می شود و ممکن است تحقیر یا تنبیه شوند. احساس ناکامی و ناامیدی آنها را فرا می گیرد و ممکن است زندگی روزانه کودک را مختل کرده و موجب کاهش عزت نفس و بروز مشکلات عاطفی و صدمه به روابط کودک در خانه و مدرسه شود.

کودکان مبتلا به بیش فعالی دائم درحال حرکت هستند، وول می خورد از دیوار بالا می رود بی هدف در اتاق می دود، به همه چیز دست می زند و کودکان را هل می دهد و حتی وقتی خواب هستند بیشتر از بقیه کودکان فعالیت حرکتی دارند ولیکن برخلاف سایر کودکانی که انرژی بالایی دارند نمی توانند به توفیق زیادی دست یابند. نقص اولیه توجه در این کودکان عبارت است از ناتوانی در حفظ توجه پایدار و دائم بر روی دستورالعملها یا مقررات همزمان با حواسپرتی های چشمگیر.

بیش فعالی در کودکان

تشخیص بیش فعالی مستلزم بروز نشانه ها قبل از ۷ سالگی ، فراوانی و شدت نشانه ها بیشتر از سایر کودکان همسال و همجنس، تداوم نشانه ها در موقعیت های مختلف، و نمایان شدن آنها به گونه ای است که کارکرد کودک را مختل سازند. هرچند ملاک های تشخیصی با توجه به محدودیت هایی که دارد سودمند است یک نکته مهم این است که به نشانه های بیش فعالی از دیدگاه رشدی توجه نمی شود.

بیش فعالی در کودکان

کودکان بیش فعال با وجود مشکلات اولیه ای که دارند دارای مشکلات دیگری نظیر نقص های شناختی، اختلال های گفتار و زبان و مشکلات پزشکی جسمانی و اجتماعی هستند و در زمینه  کارکردهای اجرایی فرایند های عالی ذهن که ظرفیت کودک برای برنامه ریزی و خود نظم بخشی بر پایه آنها استوار است دچار مشکل هستند. بیش فعالی و نقص توجه در پسران بیشتر از دختران است یا اینکه بیش فعالی پسران به دلیل نشانه های نافرمانی و پرخاشگریشان، سریعتر تشخیص داده و زودتر از دختران نزد روانشناس کودک فرستاده می شوند. نشانه های فقدان توجه و آشفتگی که نشانگر فعالیت های ضعیف شناختی است، نظیر فراموشکاری، تنبلی، خواب آلودگی و رویا پردازی، اضطراب افسردگی و پرحرفی احتمالا در دختران مبتلا به بیش فعالی بیشتر از پسران است و در عوض پسران بیش فعال تر هستند و رفتارهای پرخاشگرایانه و جامعه ستیزی بیشتری دارند. در دختران نمرات هوشی و پیشرفت تحصیلی پایین تر و مشکلات اجتماعی تحصیلی و خانوادگی آنها بیشتر است. با این حال پاسخ به درمان در دختران و پسران یکی بوده است.

بیش فعالی در کودکان

 

بیش فعالی در کودکان

نشانه های بیش فعالی (ADHD) با افزایش سن تغییر می کند. نوباوگانی که خلق وخوی دشوار دارند ، ممکن است نشانه های بیش فعالی – تکانشگری را تا سنین ۳ تا ۴ سالگی نشان دهند و نشانه های فقدان توجه نیز به هنگام ورود کودک به مدرسه هویدا شود. اگرچه برخی نشانه ها ی بیش فعالی ممکن است از نظر میزان شیوع و شدت آن با افزایش سن کاهش یابد، برای شمار فراوانی از افراد مبتلا به بیش فعالی، اختلالی دائمی و دردناک است و اگر فرد در جوانی به گونه ای موثر با آن کنار نیاید، با بیقراری و مشکلاتی در روابط اجتماعی، افسردگی عمده و عزت نفس پایین و حتی سوء مصرف مواد روبرو خواهد بود.

به طور کلی درمانی برای بیش فعالی وجود ندارد اما از انواع درمان ها می توان برای مقابله با نشانه ها و هرگونه مشکل ثانویه تدریجی، استفاده کرد. رویکرد اولیه برای درمان بیش فعالی کودکان ترکیبی از روش های دارو درمانی، آموزش والدین و مداخله آموزشی است. داروهای محرک، موثرترین درمان برای بیش فعالیADHD (بیش فعالی در کودکان)  هستند با این حال، از آنجا که سودمندی آنها در بلند مدت اندک است، مصرف بالینی آنها مسائل مهمی به دنبال دارند که هنوز برطرف نشده اند.

آموزش مدیریت والدین، انواع مهارت ها را به والدین آموزش می دهد تا آنها بتوانند لجبازی ها و نافرمانی های کودک مبتلا به بیش فعالی مقابله نمایند. کنترل فقدان توجه و رفتارهای بیش فعالی – تکانشگری که یادگیری را کاهش می دهند، و فراهم آوردن محیطی که توانایی کودک را ارتقا ببخشد، کانون توجه مداخله های آموزشی است. مداخله های اضافی برای درمان عبارتند از : مشاوره خانوادگی، گروه های حمایتی، و مشاوره انفرادی برای کودک.

موسسه پرستاری پرستار اول

 

افسردگی، افسردگی کودک، افسردگی سالمند,نقش پرستار در عبور از افسردگی

افسردگی در افراد و نقش پرستار در عبور از افسردگی

افسردگی در کل به حالت ناراحتی فراگیر، نوعی احساس اندوه غم و دلتنگی گفته می شود.گاهی این احساس غم واکنشی طبیعی به یک رویداد ناخوشایند در زندگی است. مانند از دست دادن یک دوست .در مواقعی دیگر بدون آنکه دلیل آن را بدانیم احساس افسردگی می کنیم. اما این احساس خیلی زود برطرف می شود. در مقابل افسردگی مرضی بسیار شدیدتر از اندازه های گاه به گاه یا نوسان های خلقی است که هر کس گاه و بیگاه تجربه می کند. افسردگی در کودکان و نوجوانان شامل نشانه های متعدد و پایدار، نظیر آسیب در خلق، رفتار، نگرش ها، تفکر و کارکرد فیزیکی است. تا مدت ها این تصور نادرست وجود داشت که افسردگی در کودکان آنچنان که در بزرگسالان دیده می شود وجود ندارد. امروزه آشکار شده که افسردگی در کودکان، شایع، ناتوان کننده و در حال افزایش است. اما اغلب، کودک برای درمان ارجاع نمی شود یا تحت درمان قرار نمی گیرد. ولیکن کودک در هر سنی که باشد، نشانه های تغییر در رفتار باید در طول زمان استمرار داشته باشد و باعث اختلالی جدی در کارکرد کودک باشد تا تشخیص افسردگی محرز شود. افسردگی در افراد و نقش پرستار در عبور از افسردگی نیز حائز اهمیت است.

افسردگی

شیوه های بروز و تجربه افسردگی
با رشد تغییر می کند. تمایز بین افسردگی به عنوان یک نشانه، نشانگان، و اختلال، حائز اهمیت است. اگر حداقل پنج مورد یا بیشتر از نشانه های زیر در یک دوره دوهفته ای ادامه یافته و تغییراتی در کارکرد فرد ایجاد کند تشخیص افسردگی داده می شود:

خلق افسرده در بیشتر اوقات روز،تقریبا هر روز،که با گزارش خود فرد یا مشاهده دیگران تایید می شود.
کاهش آشکار علاقه به همه و تقریبا همه فعالیت ها یا لذت نبردن از آنها در بیشتر اوقات روز و تقریبا هر روز.
کاهش زیاد وزن بدون رژیم غذایی یا افزایش وزن یا کاهش یا افزایش اشتها تقریبا در هر روز.
بی خوابی یا پر خوابی تقریبا در  هر روز.
بی قراری یا کندی روانی – حرکتی تقریبا در هر روز.
خستگی یا فقدان انرژی تقریبا در هر روز.
احساس بی ارزشی یا احساس گناه شدید یا نامتناسب.
کاهش توانایی تفکر یا تمرکز یا بی تصمیمی ، تقریبا در هر روز.
افکار بازگشت کننده مربوط به مرگ، افکار بازگشت کننده خودکشی بدون یک برنامه خاص، یا یک کوشش برای خودکشی یا یک برنامه خاص برای اقدام به خودکشی.

افسردگی

ویژگی های مهم اختلال افسردگی

عبارتند از: غم، فقدان علاقه یا لذت (تقریبا نسبت به همه فعالیت ها) ، تحریک پذیری ، به علاوه نشانه های خاص دیگری که حداقل دو هفته دوام داشته باشند. میزان شیوع کلی افسردگی در کودکان  و نوجوانان ۴-۱۸ ساله ۲ تا ۸ درصد است که این میزان در دوران کودکی کمتر اما در نوجوانی به شدت افزایش می یابد.

افسردگی

شیوع افسردگی

در دوره پیش از بلوغ در میان دو جنس برابر است، اما بعد از بلوغ نسبت دختران به پسران دو به یک تا سه به یک می شود. بیشترین اختلال های همراه در کودکان مبتلا به افسردگی، اختلال های اضطرابی، افسرده خویی، مشکلات سلوک، بیش فعالی و نقص توجه، و اختلال مصرف مواد هستند. تقریبا دوره اولیه افسردگی در همه کودکان بهبود می یابد اما حدود ۷۰ درصد آنها طی پنج سال، دوره های دیگری را نیز دارند و بسیاری مبتلا به اختلال دو قطبی می شوند. رابطه بین افسردگی در دوران کودکی با نژاد و قومیت، تحت مطالعه است.

موسسه پرستاری پرستار اول

 

اتیسم

درخودماندگی

درخودماندگی یا اتیسم

اختلال در خود ماندگی یا اتیسم یکی از چندین اختلال رشد فراگیر محسوب می شود و به اختلال های طیف درخودماندگی معروف است. ویژگی های آن دسته از اختلال ها عبارتند از: آسیب گسترده در روابط متقابل اجتماعی و مهارت های ارتباطی و الگوهای قالبی در رفتار، علایق و فعالیت ها. کودکان مبتلا به اتیسم به شیوه های غیرعادی و همواره گیج کننده رفتار میکنند.

درخودماندگی

 

مثال:

” پسر هشت ساله من علی  درخودمانده است. درخودماندگی به وضوح بیماری بدی است. نوعی ناسازگاری است. من می دانم ، علی هم می داند.او می خواهد از این حالت خارج شود.از من می پرسد: آیا تو عادی هستی؟  روی انگشتان پایش راه می رود .من حرف او را تصحیح می کنم: آیا من، آیا من عادی هستم؟ صدای پر طنین او گوش خراش است.چشمان آبی اش به دقت من را ورانداز می کند.به او میگویم : نه تا زمانی که جیغ می کشی ، لگد میزنی و مردم را گاز میگیری. با جیغ می گوید : تو می خواهی من عادی باشم. روی کف اتاق ولو می شود و پاهایش را در هوا تکان می دهد. گوش هایم را می گیرم و به آرامی تکان می خورم و کار او را تقلید می کنم.

وقتی بیدار می شود یکراست میرود سراغ دستگاه استریو، گوشی ها را روی گوشش می گذارد و و یکسره شبح اپرا گوش میکند.اگر روی دستگاه دیسک دیگری به جز شبح باش ، در همان حالیکه به میز لگد میزند شروع میکند به جیغ کشیدن و صندلی ها را واژگون میکند و هر کسی را که دستش برسد میزند. بعد ناگهان میزند زیر گریه. گریه ای که تمامی ندارد و اندوهی در آن دیده می شود  بود که در یافت نمی شود.بعد در دفترچه اش جمع و تفریق می کند یا رویدادهای روز قبل را با دقتی وسواس گونه ثبت میکند.

چون نمی تواند حرکت دستهایش را کنترل کند حروف و ارقامی را به طور ناخوانا روی ورقه ها میکشد، در سراسر روز به دنبال آپاستروف است.آنها را روی امضاها ، جعبه های کورن فلکس و کتابها پیدا میکنند.« این یک آپاستروف است » بدنش به لرزه می افتد و چشمانش از شوق برق می زند.دوستان واقعی اش گوینده های خبری هستند. چشمانش صفحه تلویزیون را می پایند تا گوینده های خبری ظاهر شوند و وقتی ناپدید می شوند عزا می گیرد.گاهی در گفتگوهایی که مثلا با آنها دارد ، اسپانیایی را هم قاطی میکند.

اتیسم

نحوه رفتار بسیاری از کودکان مبتلا به اتیسم همچون علی ، نامأنوس غیرعادی و معمولا گیج کننده است.ممکن است با شوق و ذوق مجذوب

صدای چرخ یک ماشین اسباب بازی شوند، اما اگر کسی بکوشد با بهانه کردن همین اسباب بازی به آنها نزدیک شود به او توجهی نشان نمی دهند یا بر سر همین موضوع قشقرق راه می اندازند.این کودکان ممکن است گاهی چنان به شما نگاه کنند که گویی شما یک جام شیشه ای هستید واما گاهی نیز مستقیما به شما نگاه می کنند و بازویتان را می کشد تا آنچه را می خواهند برایشان انجام دهید. وقتی با کودک مبتلا به درخودماندگی صحبت می کنید ، طوری رفتار می کند که انگار ناشنواست اما بعد با شنیدن صدای خفیف مچاله کردن کاغذ یک شکلات که از اتاق دیگر می آید به سمت آن جلب می شود.

بسیاری از کودکان اتیسم از چیزهای که صدا دارند مثل صدای آبی که میریزد، صدای تاب، صدای آسانسور، صدای اسباب بازی برقی، یا حتی باد، بشدت می ترسند یا از آنها می گریزند. یکی از این کودکانن بقدری از جارو برقی می ترسید که به مکان های نزدیک گنجه ای که جاروبرقی را در آنجا می گذاشتند نزدیک نمی شد. وقتی جارو برقی روشن میشد کودک به سمت گاراژ فرار می کرد و گوش هایش را با دستهایش می گرفت. اما همین کودک به صدای ماشین هایی که در بزرگراه خطرناک با سر و صدا  از کنارش رد می شدند ، بی اعتنا بود.

اتیسم

با اینکه کودکان مبتلا به در اتیسم از چیزهای زیادی می ترسند، اما رابطه شان با سایر اشیاء و فعالیت ها خوب است و همه فکر و ذکرشان آنهاست. مثلا پنکه روشن ، چراغ چشمک زن ، یا مثل علی ، گوینده های شبکه های خبری تلویزیون. این کودکان اغلب به اشیاء عجیب وغریب مثل یک تکه سنباده، ریسمان، کش، یا مثل علی به آپاستروف علاقه نشان می دهند.

اگر یک صندلی از جای همیشگی خود در اتاق جابجا شود، اگر زرافه عروسکی بین عروسک و خرس عروسکی روی تخت قرار نداشته باشد یا مثل علی اگر روی دستگاه سی دی دیسک مورد علاقه او نباشد، ممکن است کودک مبتلا به درخودماندگی سر دیگران جیغ بکشد، به آنها لگد بزند یا آنکه به آنها حمله کند.امکان دارد آنها ساعتها در کنج اتاقشان مشغول بازی باشند .فعالیتهای قالبی یا تکراری از خود نشان دهند ،مثل تکان خوردن ، ردیف کردن اشیاء ، بریدن کاغذ برای ساختن کاغذ رنگی یا تکان دادن دستها و انگشتان در حین ورق زدن مجله ها بدون آنکه حتی نگاهی به تصویرهای آن انداخته باشند.این کودکان به جای دیدن کل تصویر ، بیشتر جذب یک رویداد یا شی کوچک می شوند. مثلا یک نقطه ریز روی پیراهنشان، برخلاف ما که در جنگل تنومندی درختان نظرمان را جلب می کنند . کودک مبتلا به درخودماندگی احتمالا جذب یک برگ سوزنی کاج میشود.

کودکان مبتلا به در خودماندگی به سه دلیل با یکدیگر متفاوت هستند:

سطح توانایی هوشی:  کودکان مبتلا به درخودماندگی میتوانند توانایی های ذهنی مختلفی داشته باشند که از عقب ماندگی عمیق تا هوش بالاتر از متوسط در نوسان است.

شدت مشکلات زبانی:  کودکان در خود مانده از لحاظ شدت مشکلات زبانی با یکدیگر متفاوتند. یک کودک خاموش است و دیگری قادر به تکلم می باشد.

تغییر رفتار همزمان با سن: رفتار کودکان در خود مانده با بالا رفتن سن آنها تغییر می کند.برخی پیشرفت ناچیزی دارند ، حال آنکه در سایر آنها توانایی زبانی رشد می کند یا اجتماعی تر می شوند.اگر چنین کودکانی پیشرفت هم کنند معمولا دچار عقب ماندگی ذهنی نمی شوند و در خردسالی به توانایی زبانی دست پیدا می کنند.

نقص های اجتماعی کودکان اتیسم

کودکان مبتلا به درخودماندگی مشکلات عمیقی از لحاظ برقراری ارتباط با دیگران دارند،حتی وقتی هوش آنها در حد متوسط یا بالای متوسط است.آنها از خردسالی در مهارتهای بسیاری که برای رشد اجتماعی اولیه لازم به شمار می آیند دچار کاستی هستند و هر چه بزرگتر می شوند رفتارهای اجتماعی کمتری از خود نشان می دهند و به نظر می رسد در مقابل احساسات سایرین فاقد حساسیت هستند.

این کودکان عموما در بازشناسی چهره و یکپارچه سازی رفتار اجتماعی ، ارتباطی و عاطفی مشکل دارند . درک نکردن انسان ها به عنوان عناصری اجتماعی، میتواند باعث شود که کودک، با مردم مثل یک شی برخورد کند یا توجه واعمال او متوجه اجزای بدن سایرین شود. این کودکان در تمامی جنبهای توجه اجتماعی مشترک که به منزله توانایی هماهنگ سازی کانون توجه خود با فرد دیگری یا یک علاقه مشترک است ، دچار اختلال هستند.

اتیسم

کودکان مبتلا به درخودماندگی به شیوه ای غیر عادی اطلاعات اجتماعی را پردازش می کنند. امکان دارد در خردسالی از لحاظ تقلید اعمال بدنی یا جهت گیری به سوی محرک های اجتماعی تا محرک های غیر اجتماعی بیشتر از سایر کودکان در حال رشد یا مبتلا به سایر اختلالات رشدی ، مشکل داشته باشند.

بسیاری از کودکان مبتلا به اتیسم به مراقبان خود پاسخی می دهند که با پاسخ به افراد نا آشنا متفاوت اند. آنها رفتار اجتماعی تری با والدین خویش دارند و پس از یک جدایی کوتاه دوست دارند به آنها نزدیک تر باشند.در درجه بندی میزان دلبستگی، رفتارهای حرکتی حاکی از گمگشتگی و درهم ریختگی را در کودکان در خودمانده ای که دلبستگی مطمئنی را به مادرشان نشان می دهند،در نظر میگیریم،نسبت این کودکان اندکی پایین تر از کودکان بهنجار گروه گواه می باشد،اما قابل مقایسه با آنهاست .

کودکان در خود مانده از لحاظ توانایی ایجاد دلبستگی دچار نقص کلی نیستند .در عوض آنها به ظاهر در ارتباط با توانایی در درک و پاسخ دادن به اطلاعات اجتماعی نقص دارند. علاوه بر مشکلات اجتماعی کودکان در خود مانده از لحاظ پردازش اطلاعات هیجانی که به شکل زبان اندام ، ایما و اشاره ، حالتهای چهره یا لحن جلوه می کنند نیز مشکل دارند.آنها در سنین پیش دبستانی در پی ابراز علایم عاطفی نیستند و به علایم دیگران هم توجه نمی کنند.

کودکان اتیسم مشکلات فراوانی در فهم اطلاعات هیجانی دارند و علاوه بر آن بیان غیرکلامی هیجان ها در این کودکان با کودکان بهنجار فرق زیادی دارد و غالبا به شکل استفاده محدود و خود به خود از حرکت های سر و دست و حرکت های خشک و قالبی یا ماشینی در چهره است.بنابر این اطلاعات هیجانی در این کودکان به صورت غیر عادی است.

نقص های ارتباطی کودکان اتیسم

کودکان درخودمانده، نابهنجاری های شدیدی از لحاظ برقراری ارتباط و استفاده از زبان دارند که در اوایل زندگی ظاهر می شوند و در طول زمان تداوم می یابند.از آنجایی که انگیزه اصلی برقراری ارتباط از میل به درمیان گذاشتن مقاصد، افکار و احساسات با دیگران سرچشمه میگیرد ، وجود اختلال هایی که در تعامل اجتماعی و فهم اجتماعی کودکان  در خود مانده بر رشد مهارت های برقراری ارتباط در این کودکان هم تاثیری عمیقا منفی داشته است.

نیمی از کودکان مبتلا به در خودماندگی توانایی زبانی موثری پیدا نمی کنند.برخی شروع به صحبت می کنند اما معمولا بین دوازده تا سی ماهگی در رشد دچار واپس روی می شوند. کودکان درخود مانده فاقد توانایی گفتاری یا آنهایی که گفتار محدود دارند ، از ایما و اشاره برای ارتباط استفاده نمی کنند در عوض به شکل های ابتدایی ارتباط تکیه می کنند. مثل کشیدن دست مادر به سوی جسم مورد نظر.ممکن است کودکان مبتلا به اتیسم از اشاره های وسیله ای به منظور واداشتن دیگران به انجام کارهای فوری برای آنان ،استفاده کنند،اما نمی توانند برای بیان احساسات خویش از اشاره های بیانی استفاده کنند.

کودکان مبتلا به درخودماندگی که توانایی زبانی شان رشد می کند. معمولا قبل از پنج سالگی موفق به این کار می شوند.با اینکه تقریبا همه کودکان مبتلا به درخودماندگی در رشد زبان تاخیر دارند ،شکل های ارتباطی غیر عادی از لحاظ کیفی در آنها خیلی بارز و چشمگیر است.آهنگ گفتاری آنها غالبا غیرعادی است اما برجسته ترین مورد در آنها عبارت است از فقدان گپ های اجتماعی – یعنی نارسایی در استفاده از زبان هنگام ارتباط با دیگران.

سایر آسیب دیدگی های کیفی زبانی رایج در کودکان اتیسم:

پژواک گویی: کودک می تواند بلافاصله یا با درنگ ،همراه باشد و به این نکته اشاره دارد که کودک ،واژگان یا ترکیب واژه هایی را که شنیده است،عینا و یا مثل طوطی تکرار می کند.در حقیقت این رفتار می تواند نخستین گام اساسی برای زبان آموزی بسیاری از کودکان اتیسم به شمار آید.پژواک گویی و سایر رفتارهای کلامی غیر متعارف ،مثل گفتار درجامانده و سوال های بی وقفه ، می تواند کارکردهای ارتباطی و رشدی مختلفی برای کودکان مبتلا به در خودماندگی داشته باشد و بیانگر میل کودک به برقراری ارتباط هرچند به روشی بسیار ابتدایی باشد.

وارونه سازی ضمایر: کودک ضمایر شخصی را همانگونه که شنیده است بدون تغییر آنها با توجه به موقعیت ، تکرار میکند. کودکان درخودمانده از زبان به شیوه ای تحت الفظی نیز استفاده می کنند.غالبا معنای داده ها تغییرناپذیر هستند و نمی توان آنها را سوای معنای اولیه ای که کسب کرده اند به کار گرفت.حتی کودکان درخودمانده ای که از کارکرد بالایی برخوردار هستند و بر ترتیب لغات مسلط هستند و خزانه لغات فراوانی دارند ، باز هم درکارکرد عملی زبان دچار مشکل هستند و نقص های کلامی و هم غیر کلامی که بیانگر نارسایی اساسی در تشخیص افکار ، احساسات و مقاصد دیگران است، نشان می دهند.

علایق و رفتارهای تکراری کودکان اتیسم

کودکان مبتلا به اتیسم غالبا علایق محدودی دارند و رفتارهای تکراری مثل ردیف کردن اشیاء یا حرکتهای بدنی قالبی را از خود نشان می دهند.برخی از آنها با چنان شدتی رفتارهای قالبی مثل چرخاندن یا تکان دادن دست و پا را از خود بروز می دهند که به عرق کردن می افتند.

رفتارهای قالبی و تکراری مواقعی رخ می دهند که کودکان درخودمانده به طور آشکار به فعالیت دیگری مشغول نیستند .

رفتارهای خودانگیز:  عبارتند از حرکت های بدنی تکراری یا تکان دادن اشیا مثل تکان دادن دست یا چرخاندن مداد. رفتار خودانگیز می تواند شامل یک یا چند حس باشد و رفتار قالبی یکسانی مثل چرخاندن قاشق روی میز – میتواند چندین حس را در بر گیرد- مثل تماشای حرکت قاشق و شنیدن صدایی که تولید میکند.

سایر ویژگی های اتیسم:

ناتوانی هوشی ، آسیب های حسی وادراکی ، نقص های شناختی ، ویژگی های جسمانی و فشار روانی خانوادگی.

ناتوانی ها و توانایی های هوشی:

در واقع حدود ۷۰ درصد از کودکان درخودمانده دچار عقب ماندگی نیز هستند و تقریبا ۴۰ درصد کودکان دارای ناتوانی های هوشی شدید تا عمیق ، بهره هوشی پایین تر از ۵۰ دارند و ۳۰ درصد کودکان دارای ناتوانی های هوشی خفیف تا متوسط نیز هوشبهری بین ۵۰ تا ۷۰ را نشان می دهند.نمره پایین در هوشبهر کلامی ارتباط زیادی با شدت نشانه های درخودماندگی دارد،حال آنکه هوشبهر غیرکلامی همین ارتباط را با شدتی برابر نشان نمی دهد.نمره های هوشی کودکان مبتلا به درخودماندگی معمولا در طول زمان ثابت هستند و پیش بینی کننده خوبی برای سطح پیشرفت تحصیلی آنان به شمار میرود. مطالعات جدید نشان می دهد هوش کودکان مبتلا به درخودماندگی ، نسبت به آنچه قبلا تصور می رفت از انعطاف پذیری و تاثیر پذیری و بیشتری برخوردتار است.

اتیسم

نابغه های در خود مانده

حدود ۵ درصد از کودکان درخودمانده قریحه استثنایی و اغلب قابل توجهی بروز می دهند که فراتر از آن چیزی است که بتوان میان کودکان بهنجار همسال آنان پیدا کرد.این کودکان که به نابغه های درخودمانده معروفند توانایی های فوق بهنجاری در حوزه هایی نظیر محاسبه ، حافظه ، پازل ، موسیقی یا نقاشی نشان می دهند. نابغه های درخودمانده اطلاعات را به اجزای آن تبدیل کنند و به آنها به شکل یک کل نمی نگرند که این امر موجب عملکرد استثنایی آنها در حوزه های خاصی می شوند. دیگر آنکه کودکان درخودمانده  به جای اندیشیدن با استفاده از افکار انتزاعی ، از تفکر تصویری برخوردارند که به آنها این امکان را می دهد تا مطالب را همچون یک دوربین یا ضبط صوت به خاط بسپارند.

نقص های حسی و ادراکی

ممکن است کودکان مبتلا به اتیسماختلال درخودماندگی یا اتیسم ازچندین اختلال رشدفراگیر محسوب میشودو به اختلال های طیف درخودماندگی معروف است.کودکان مبتلا به درخودماندگی ازچیزهای زیادی میترسند نقص های حسی و ادراکی نظیر غلبه حسی و گزینش گری مفرط محرک ها نشان دهند.غلبه حسی عبارت است از گرایش به تمرکز بر انواع خاصی از دروندادهای حسی نسبت به سایر دروندادها – مثل ترجیح دادن منظره ها به صداها -.گزینش گری مثبت عبارت است از تمایل به توجه به یک ویژگی در یک شی یا رویداد در محیط ، و نادیده گرفتن سایر ویژگی هایی که به همان اندازه مهم هستند.گزینش افراطی علاوه برآنکه در کودکان درخودمانده معمول است ،دربین کودکانی مبتلا به عقب ماندگی ذهنی نیز به چشم می خورد.توجه انتخابی به قسمت محدودی از محیط و نادیده گرفتن سایر ویژگی های مهم موجب می شود که به نظر برسد این کودکان دارای آن هستند

 

موسسه پرستاری پرستار اول